دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386

ما مسافريم. همه حرف همين است و در قطار زندگي كه مي نشينيم هر كس از پنجره يك جور مي بيند. يكي فقط ساختمان هاي بلند را مي بيند يكي خيابان را دشت را صحرا را يكي آسمان آبي را. ...
و يكي آدم هايي را مي بيند كه ايستاده اند و به قطار در حال حركت نگاه مي كنند و شايد هم كودكاني كه شيشه هاي پنجره ي قطار را تنها با سنگهاي كوچك در دستشان مي شناسند. خوبي قطار زندگي اين است كه پنجره براي ديدن زياد دارد. آنقدر كه هيچكس نمي تواند از نبود پنجره شكايت كند.
راستي حس چشم انداز نگاه شما از كدام پنجره است؟
نوشته شده توسط محمد رضا اقبالی در ساعت 15:4 | لینک
|
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386
عاشقی تعطیل بردار نیست،
فقط باید عاشق بود، که تو هستی.
بلند شو پرواز کن،
اقیانوس باش و آبی باش...
نوشته شده توسط محمد رضا اقبالی در ساعت 11:54 | لینک
|